خیلی چیزا رو داریم که ارزششو نمیدونیم
من دلم برای لونه اولم تنگ شده میرم همونجا
چیزی به دست نیاوردم نمیخوام همونجا رو هم از دستش بدم
کادوی تولدم بود که وبی که هک شده بود رو کلئوپاترا برام پس گرفتش!
اونایی که تنهام و عادت کردن به لال بودن ساکت بودنشون تا ابد دردش کمتره!
نمیخوام هزیون بگم من حرفا مو بگم!
میرم اینجا لونه اولم!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
آدمایی مث من که حکمشون فقط اعدام
حقشونه که متهم مطلق باشن
تو هر شرایط " تو هر زمان"
شک نکن!!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
فقط یه چیزی
"جز تو کی...؟!؟ "
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
حتی گاهی قطع و وصل خط ها هم بی حکمت نیست
ای آدمیان
تمام حکمتهای دنیا فقط برای کسانیست که میفهمنو بس!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
این روزها سس درد بدجور با
گوشتو و استخونم عجین شده!
طعم گسش بدجور قورتم داده!
سهم فقط صدای یه نعـــــــــــ رس!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
گاهی نباید زیاد راست گفت!!
گاهی نباید راست گفت!
نه
گاهی نباید گفت.
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
۱۱/۸
همیشه نوشتم تو شرایط و مدلهای مختلف
همیشه گردی زندگی و بازی روزگار بدجوری تو چشم میخوره
و یه نیرو لازمه که هلت بده جلو
اما گاهی همین که حس کنی هنوز یه رفیق یادشه و بهت تبریک میگه
خودش کلی جای شکر داره!-گفتم اولینو و آخرین نفری خودتی!ـ
امروزم رد شد خیلی آرومتر از روزای قبلی!
ساکته ساکت
این آرامش خیلی دلچسبه خیلی!
هرکس میتواند میداند حرف ما چیز دیگریست!
اینها همش بهانه ایی بیش نیست!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
این بود ۸۸۸۸ واسه من یکی چقدر نحس بوووووووووود!
امیدوارم تا آرزوهاتون ۸ رقمی نشده به همش برسین!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
فکر کردن و دامن زدن به چیزی فقط باعث درگیری بیشتر میشه
درگیری بیشتر باعث خالی شدنِ پِی بیشتر شدن میشه
اونوقه که فرو میزی
اونوقته که خالیه خالی میشی!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
|
جمله درست و قشنگ زمانی بیان میشه که تو کوتاه ترین
گروه های اسمی گفته بشن
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
اونایی که لال بودن باید لال بمونن
این شروع و حرف زدن دوبار مشکل زاست
خــــــــــــــ یلی.
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
توی خلاء دست وپا زدن بهتره تا خیلی حرف داشته باشی
اما
نتونی بزنیش!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
گاهی فهموندن یه موضوع به طرف مقابل سختر از درک کردنش میشه
همونوقته که باز تو محکوم به نفهمیدنی
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
آهای رفیق واسه کار چن شب پیشت نمیبخشمت
هیچوقت !
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
از اونجایی که پل های خوشبختی یکی یکی و به
شکل فوق العاده تمیز روی سرم خراب میشه
دوستان عزیز"خط ۰۹۳۵" بنده همراه با گوشی که
۳ روز از خریدنش نمیگذره دزده شد این vut به ما وفا نکرد
اگه برای کسی مزاحمت ایجاد شد از این طرف من شرمنده ام حتی اگه شکایت هم کنین بنده هیچ مشکلی ندارم
چون حقمه!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
خیلی سخته ببینی داری همه کَسِت رو با هم از دست میدی
انوقته که بازم دلت از شنیدن صدای هر زنگی به لرزه میوفته
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
هنوز هم خیلی از تکراری ها دل نشینه!
من این تکراری های شیرینی با ۱۰۰۰ تا چیز جدید عوض نمیکنم!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
دستام بی رمقه
قلمم از فرط بیکاری خشک شده
اما نوکِ شکسته ء قلمم هنوز حرفای زیادی داره!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
تو بعضی مواقع اینقدر با تک تک بدبختیات و درگیریات نزدیک میشه
که دیگه دیدن حتی کوچکترین امید برات میشه
یه آرزوی محال
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
|
آهای رفیق
نبودنت یا ندیدت موجب به کم رنگ شدن یا فراموش شدنت نیست!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
گاهی اینقدر میشه حرف زد و نوشت!
که حتی توی چند لحظه اول ماتٍ ماتی!
پ.ه:من اومدم با تشکر از دوستان که همواره دوری بنده را تحمل کردن!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
من
حاضرم تمام قهوه های چند شب مانده را
به اضافه ی لیموهای تلخ خانه ی دیوار به دیوار مادر بزرگ ببلعم
تا فقط بگویی که هنوز هستی...
.
.
+ کلئوپاترام!
+ رفیق (م - تون) خورده به ماشین دستش شکسته!
+ چرا سر من حالا داد میزنین؟
+ زنده است بابا... دندون رو جگر بذارین میاد!
+ چقدر دلم میخواد مثه دختر بچه های دبستانی تو خیابون بستنی قیفی لیس بزنم!
+ چرا آسمون گرفته! طرف های شما هم آسمان همین رنگ است؟
+ وبلاگ خالی گیر آوردم!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
بخشیدن زبونی و فقط برا آروم شدن طرفت
شروع
یه کینس!
بخشیدن باید قلبی باشه!
قلب که راضی باشه زبون و ذهن به کار میوفته!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
آهای رفیق
قصهء غصه هایت را به کلاغان بیگانه نگو
چرا که این کلاغان غریب بر کلاه حصیری مترسک هم لانه
میکنن
و بلند میخندن!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
|
همیشه با این جماعت خاکی بودم
+میدونم خودم مقصرم
برا همینه که الان که لازم درام فقط با کَک هم
خونه ام!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
خطای چشمت نیست
چشماتم تو این فاصله دیگه ضعیف نیست
فقط دقیق تر ببین رفیق!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
پایه های یه دوستی بعضی وقتا خیلی حساس میشه
و حتی ممکنه
با ۳ تا خط خراب شه
پ.ه:یادت باشه این تویی که وجدان وَرَم کردتو قراره بکشی!
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
از انجام کاری زمانی بهت احساس پشیمونی دست میده
که براش
اندازه کافی وقت نزاشتی و ارزشش رو زیر سوال بردی.
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
من لال نیستم
فقط گاهی لازمه-خیلی لازمه- که ادای لال ها رو دربیاری
و یکباره تمام وجود و خشمتو خیلی محکم
فریاد بزنی و دست گره خوردت رو با شدت
مث دهنه یه آتشفشان گدازه هاش دامنه همه رو میگره
این بغض رو خالی کنی
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده
+
متنفرم از اونی بودم که فکرشو بکنی نمیخواستم جلو چشمم
باشه!
ادامه مطلب
+
هذیان بازی های ذهن یک شیزوفرنی تب زده